جوانان قربانی اصلی تنهایی و افسردگی دوران کرونا

سیندمیک یا چندهمهگیری به اپیدمیهای متعدد و مرتبط با یکدیگر میگویند که بهصورت همزمان اتفاق میافتند. کووید-۱۹ یا کرونا باعث ایجاد بحرانهای شخصی، اجتماعی، پزشکی، سیاسی و اقتصادی بهصورت همزمان شده است. در این مقاله به بررسی تاثیر سیندمی کووید-۱۹ میپردازیم.
تنهایی میتواند در طیف وسیعی از مشکلات سلامتی از جمله افسردگی، اضطراب، سوء مصرف مواد محرک و خشونتهای خانگی یک عامل خطر محسوب شود. همه این مشکلات با طولانی شدن و ادامه یافتن شرایط قرنطینه، به طور غیرمنتظرهای در حال افزایش هستند.
با این حال، به نظر میرسد که برخی از گروههای سنی جامعه بیش از بقیه در معرض تاثیرات ناشی از انزوا قرار دارند. به تازگی یک نظرسنجی آنلاین توسط مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ایالات متحده آمریکا (CDC) انجام گرفته است که نشان میدهد در دوران قرنطینه، افراد بازه سنی بین ۱۸ تا ۲۴ سال بیشتر از سایر گروههای سنی در معرض مشکلات روانی قرار دارند.
براساس این نظرسنجی، ۶۳ درصد از جوانان علائم قابل توجهی از اضطراب یا افسردگی را تجربه کردهاند. تقریبا یک چهارم مشارکتکنندگان این نظرسنجی اظهار داشتند که با افزایش مصرف مواد محرکی مانند الکل، ماریجوانا و داروهای تجویزی، تلاش کردند با اضطراب خود مقابله کنند.
تجربیات آنها در دوران همهگیری کرونا، آنها را در معرض اختلال PTSD (اختلال استرسی پس از حادثه) مرتبط با کووید-۱۹ قرار میدهد. این مشکلی عمومی و شایع است که در کل جامعه در حال رشد است اما جوانان آن را با شدت بیشتری احساس میکنند. این دادهها روند هشدار دهندهای که ما شاهدش هستیم را به صورت کمی نشان میدهد. این روند در واقع حاکی از آن است که همهگیری کرونا بر روی سلامت روانی نسل جوان، تاثیرات طولانی مدتی خواهد داشت.
مارک چیزلر، یکی از نویسندگان این مقاله، امیدوار است در مورد اینکه چرا این گروه سنی خاص بیش از پیش تحت تاثیر این شرایط قرار گرفتهاند، تحقیقات بیشتری انجام شود. وی در حال حاضر به بررسی توانایی افراد در تحمل عدم قطعیت میپردازد. این توانایی در واقع نشان دهنده آستانه تحمل فرد در پذیرش موارد ناشناخته و مبهم بودن آینده است. در حال حاضر در ذهن افراد جامعه خصوصا نسل جوان در خصوص خطرات نسبی، مدت زمان همهگیری و آینده، سوالات زیادی وجود دارد.
برای جوانانی که در این سن و سال باید در خصوص مسائل مهمی مانند حضور در مقاطع تحصیلی بالاتر، انتخاب شغل، ایجاد روابط دوستانه و عاطفی و یا تشکیل خانواده تصمیم بگیرند، عدم قطعیت در خصوص همهگیری کرونا میتواند بر وضعیت استرسزای فعلی آنها فشار مضاعفی را وارد کند. این گروه از افراد جامعه ممکن است احساس کنند گزینههایشان محدود شده است و یا اینکه زندگی آنها در یک مرحله حیاتی و بسیار مهم متوقف شده است. مغز نوجوانان و جوانان برای کسب تجربیات جدید سیمکشی شده است و در چنین شرایطی نیاز به رشد در آنها ارضا نخواهد شد. این عوامل استرسزا افزون بر اضطرابی است که همه ما نسبت به سلامتی خود و عزیزانمان احساس میکنیم.
ریچارد ویزبورد، یک روانشناس و مدرس ارشد دانشکده تحصیلات تکمیلی هاروارد، در ماه اکتبر رهبری مطالعهای به همراهی تیمی از پروژه Making Care Common را برعهده داشت. یافتههای به دست آمده از این مطالعه جدید، نتایج نظرسنجی CDC را بیش از پیش تقویت کرد. این مطالعه روند رو به رشد تنهایی در میان جوانان نسبت به افراد مسن را به طور محسوسی نشان داد.
همانطور که گفته شد، تنهایی ریشه بسیاری از مشکلات مرتبط با سلامت روانی است. در یک نظرسنجی ملی، از تقریبا ۹۵۰ آمریکایی، ۳۶ درصد گزارش کردهاند در چهار هفته گذشته تقریبا در تمام مدت احساس تنهایی داشتهاند. ۶۱ درصد از مشارکت کنندگانی که در بازه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال قرار داشتند، سطوح بالاتری از تنهایی را گزارش کردهاند.
به نظر ویزبورد، احساس تنهایی در جوانان ممکن است ناشی از شرایط خاص این سن است که افراد کمکم از خانواده اصلی خود جدا شده و خانوادههای انتخابی خود را تشکیل میدهند. در شرایطی که قرنطینه بسیاری از جوانان را درون خانه محبوس کرده است، دوستانی که روابط عاطفی عمیقی با یکدیگر داشتند دیگر به هم دسترسی ندارند.
در سال ۲۰۱۶ گزارشی در ژورنال Pediatric Clinics of North America (کلینیکهای بیماریهای مربوط به کودکان در آمریکای شمالی) منتشر شده است و با استناد به تحقیقات نشان داد که یک سوم جوانان همجنسگرا و دوجنسگرایان به دلیل گرایش جنسی خود، طرد شدن از سوی والدین را تجربه کردهاند. به همین دلیل و البته دلایل دیگر، بسیاری از افراد در جامعه LGBTQ خانوادههای انتخابی را تشکیل میدهند.
از آنجا که خانوادههای انتخابی غالبا با هم زندگی نمیکنند، بسیاری از این افراد در طول همهگیری کرونا موفق نشدند یکدیگر را ببینند. این دسته از افراد نیز مانند سایرین، ارتباط خود با نزدیکانشان را به علت همهگیری این بیماری از دست دادهاند و به همین دلیل احساس مغمومیت و حزن را تجربه میکنند. حتی کسانی که به طور کامل توسط خانوادههای اصلی خود طرد نشدهاند ممکن است تضاد یا قطع ارتباط بین اعتقادات شخصی و خانواده را تجربه کنند و به همین دلیل معمولا برای حمایت عاطفی به ندرت با خانواده اصلی خود ارتباط برقرار میکنند.
دانشآموزان کالج در صورتی که قادر به دریافت حمایت عاطفی از سوی خانواده خود نباشند، ممکن است با اضطراب و فقدان حمایت اجتماعی دست و پنجه نرم کنند و در طول همهگیری مانند گذشته امکان ایجاد ارتباطات جدید را نداشته باشند. روابط معنادار به عنوان یک محافظ مهم در برابر تنهایی است و هر چقدر یک فرد جوان احساس تنهایی بیشتری داشته باشد، میزان آسیب به سلامت روانی وی نیز بیشتر خواهد بود. در شرایط بحرانی فعلی نمیتوانیم تاثیر حمایت گروه همسالان بر روی سلامت روانی را دست کم بگیریم.
مطالعه Making Care Common نشان داد که چطور احساساتی مانند تنهایی، زمانی که در خصوص قابلیت اعتماد و اطمینان در روابط مورد پرسش قرار میگیرد، تشدید میشوند. این نظرسنجی همچنین نشان داد که افراد با احساس تنهایی بیشتر تلاش کردند با مردم ارتباط برقرار کنند و به حرفهای آنها گوش دهند. در نقطه مقابل، این تلاشها در قبال این افراد انجام نگرفت و باعث شده احساس کنند هیچ کسی واقعا به آنها توجهی ندارد.
به علت اختلاف نظراتی که در مورد آنچه «ایمنی» در دوران همهگیری نامیده میشود، وجود داشت دوستیها نیز دچار تنش و شکست شدهاند. این موضوع میتواند کاهش شبکههای حمایت اجتماعی را حتی برای دوران پس از همهگیری کرونا در پی داشته باشد.
با طولانی شدن زمانی که دور از خانواده و دوستان سپری میشود، جوانان به استفاده از شبکههای اجتماعی به عنوان یک راه فرار و شیوهای برای برقراری ارتباط با دنیای اطرافشان تمایل پیدا کردهاند. ارتباطات در شبکههای اجتماعی گاهی اوقات میتواند باعث ایجاد همبستگی و یک سیستم حمایتی شود. اما همانطور که به خوبی میدانیم، گفتگوها در شبکههای اجتماعی میتوانند خیلی سریع سمی شده و احساسات منفی را برای کاربران به ارمغان بیاورند.
ویزبورد و تیم وی معتقدند که مقابله با تنهایی و مسائل مربوط به سلامت روانی به یک زیرساخت اجتماعی کارآمد نیاز دارد. این مطالعه نشان میدهد که نهادهای کلیدی اجتماعی و فرهنگی از جمله محل کار، مدارس، کالجها و سازمانهای مذهبی و جوامع سکولار میتوانند در برقراری اتصال ما با یکدیگر از طریق رویدادها و ابتکارات مختلف، نقشی بسیار موثرتر داشته باشند.
این موسسات و سازمانها همچنین قادرند از رفتارها و مهارتهای مورد نیاز در مراقبت از افراد تنها حمایت کنند. در خارج از این سیستمها، ما میتوانیم از سیستمها و نظام بهداشتی خود برای برطرف کردن این مسائل کمک بگیریم. پزشکان میتوانند با طرح پرسشهایی در خصوص احساس تنهایی و چکآپهای فیزیکی سالیانه، افرادی که واقعا به درمان، منابع و گروههای حمایتی نیاز دارند را شناسایی کنند و آنها را در مسیر درست قرار دهند.
غالبا از تنهایی به عنوان یک اَنگ یاد میشود که قطعا در بهبود این حس تاثیر مثبتی نخواهد داشت. کمپینهای آموزش همگانی میتوانند در از بین بردن و انگزدایی از تنهایی تاثیر بسزایی داشته باشند. یک سازمان پیشگیری از خودکشی در استرالیا، سالانه با هدف تشویق استرالیاییها برای برقراری ارتباط معنادار با افراد پیرامون خود یک رویداد سالانهی ملی تحت عنوان « R U OK? Day» برگزار میکند. در این رویداد مردم برای شروع یک گفتگو با هر کسی که ممکن است در زندگی خود دچار بحران روحی شده باشد تشویق میشوند.
افرادی که به نوعی در کمپین ?R U OK حضور داشتند شش برابر بیشتر از افرادی که هیچگاه در این کمپین شرکت نکرده بودند با افرادی که از مشکلات شخصی و بحران روحی رنج میبرند ارتباط برقرار کردند.
ویبورد و تیم او یک روش مشابه را پیشنهاد میکنند که همه را برای برقراری ارتباط و بررسی وضعیت روحی افراد جوانی که پیرامون خود دارند، تشویق میکند. یک سلام ساده میتواند بر روی جوانانی که در این شرایط قرار دارند تاثیری عمیق داشته باشد.